تبليغاتX
< کوچه باغ خیال

رادیو مکث جایزه بین المللی گرفت

رادیو مکث عنوان برنامه ای بود در قالب مسابقه که من برای جشنواره رادیو ساخته بودم که خوشبختانه بزرگترین جایزه جشنواره بین المللی رادیو رو دریافت کرد

گویندگان این برنامه احسان کرمی و ساحل کریمی بودند

و آرزو ندرلو هم طراح سوالش بود

این خبر حضور برنامه در سایت جشنواره:

برنامه "رادیو مکث" رادیو تهران، توانست در بخش اطلاعات و سرگرمی به مرحله نهایی جشنواره بین المللی رادیو راه یابد.

ستاد خبری دوازدهمین جشنواره بین المللی رادیو: میثم عبدی تهیه کننده "رادیو مکث" گفت: این برنامه که رویکردی تفریحی و سرگرم کننده دارد، بر اساس افکت طراحی شده است، به عبارت دیگر، شرکت کنندگان حاضر در این مسابقه، باید از طریق صدا، با یکدیگر به رقابت بپردازند.

وی در ادامه می گوید: در این مسابقه چهار نفر که همگی از یک خانواده هستند در یک مارتن 4 یا پنج مرحله ای با هم رقابت می کنند؛ در پایان فردی که بیشترین امتیاز را به دست آورد به عنوان شخص برگزیده انتخاب می شود.   

میثم عبدی در جشنواره دهم برای برنامه "من می خواهم حرف بزنم"، توانست عنوان تهیه کننده برگزیده را از آن خود کند. همچنین برنامه "سایکودرام" وی در جشنواره نهم، به مرحله نهایی راه یافت

و این هم خبر آرا نهایی جشنواره:

ستاد خبری دوازدهمین جشنواره بین المللی رادیو: دوازدهمین جشنواره بین المللی برنامه های رادیویی صدای جمهوری اسلامی ایران، فرصتی مناسب برای تبادل دانش و تجربه ی رسانه ای هنرمندان این رسانه ی گرم و  پویا فراهم آورد.

296 اثر از 38 ایستگاه رادیویی داخلی و 31 ایستگاه رادیویی خارجی در 6 بخش این دوره از جشنواره بین المللی رادیو با یکدیگر رقابت کردند. 28 داور در مرحله انتخاب آثار و 7 داور ایرانی و بین المللی در مرحله نهایی به دقت  برنامه ها را بازشنوایی و داوری کردند. بر این اساس ارتقای سطح کیفی آثار در مقایسه با دوره های پیشین به خوبی برجسته است تا جایی که در برخی بخش ها فاصله امتیازها به اندازه ای نزدیک بود که انتخاب اثر برتر دشوار می کرد.

هیات داوران بخش بین الملل ضمن ارج نهادن به تلاش تمامی برنامه سازان محترم، نکاتی را که از رهگذر بازشنوایی 73 اثر راه یافته به این مرحله استخراج کرده است به این شرح اعلام می دارد:

1- آشنایی با  قالب های نوین برنامه سازی، داشتن تعریف یکسان از تمامی گونه های رادیویی، و شناخت دقیق ظرفیت های آن یک ضرورت است.

2- برای برقرای ارتباطی موثر به منظور ایجاد فضایی دوسویه با مخاطبان رادیو، پرهیز از هرگونه تکلف و تصنع در متن، اجرای گویندگان و مجریان، بازی بازیگران و گزارش گزارشگران پیشنهاد می شود.

3- توجه به زبان، زیبایی شناسی، و نشانه شناسی رادیویی از مهمترین مولفه ها برای رقابت در عرصه های بین المللی است.

4- برای گذار به عرصه ایده های نو و تجربه های کارآمد، ابتکار در انتخاب موضوع، محتوا و ساختار با نگاهی دقیق و فارغ از یکسویه نگری به مسائل روز انسانی ضروری می کند.

5- فرهنگ های بومی، ظرفیت مناسب ساخت برنامه های گوناگون برای معرفی به سایر ملل، در مسیر جهانی شدن هستند. توجه به این فرهنگ ها، با در نظر داشتن ظرفیت رادیو به عنوان رسانه ای پاک و آگاهی بخش می تواند راهگشا باشد.

6- و برای روزآمدی و پرهیز از تکرار کلیشه های گذشته، به منظور جذب مخاطبان جدید به رادیو، تقویت ارتباط با حوزه های دانشگاهی، و برگزاری مستمر کارگاههای عملی آموزشی، نیازی انکار ناپذیر است.

*

اسامی برگزیدگان بخش بین الملل دوازدهمین جشنواره بین المللی رادیو به شرح زیر است:

در بخش نمایش کوتاه

آقای وفا مصطفی پور برنامه ساز برتر بخش نمايش كوتاه

خانم تاتیانا مارتیننکو و خانم اسوتلانا کورنیکووا، منتخبان بخش نمايش كوتاه 

در بخش PSA

آقای وانگ يوجين برنامه ساز برتر بخش PSA

خانم الهه بیات منتخب بخش PSA
خانم مرضیه طبرستانی منتخب بخش PSA
آقای مسعود حسنی و آقای مهدی صا لحی بیک شايسته تقدير بخش PSA
سعید لواسانی شايسته تقدير بخش PSA
علی نوبخت شايسته تقدير بخش PSA

بخش مینی فیچر

آقای بيجو ماتيو برنامه ساز برتر بخش ميني فيچر

خانم نورهسلیندا هسيم منتخب بخش ميني فيچر 

بخش برنامه های مبتکرانه

آقای حسین اسفندیاری برنامه ساز برتر بخش برنامه هاي مبتكرانه

آقای آرسنيژه يوانويچ منتخب بخش برنامه هاي مبتكرانه

بخش مستند

آقای ولاديمير نوسكوف برنامه ساز برتر بخش مستند

خانم هانا بوگوريا ذاكرزوسكا منتخب بخش مستند
خانم نيكولين گرير منتخب بخش مستند

بخش اطلاع رسانی سرگرمی

آقای میثم عبدی برنامه ساز برتر بخش اطلاع رساني سرگرمي

آقای محمود الشيخ منتخب بخش اطلاع رساني سرگرمي
آقای عباس پیری منتخب بخش اطلاع رساني سرگرمي
!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 1:56 | شنبه سی ام اردیبهشت 1391 •

کمدی استشمامات در جشنواره دانشگاه آنکارا odto

گزارش سایت آرت نا

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 18:21 | دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 •

ترک شیرازی

 

اگر آن ترك شيرازي بدست آرد دل ما را

به خال هندويش ... ول كن .....چه كار من به اين كارا

همينكه ترك شيرازي بدست آورده است ما را

واسه هفت پشتمان كافي است " كي ميره اينهمه را را "

اگر حافظ زمان ما دچار فقر و بحران بود

نمي بخشيد او هرگز سمرقند و بخارا را

 

.....(احتمالا ادامه دارد)

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 17:39 | یکشنبه دوم بهمن 1390 •

ساقیا

 

"مرغ زيرك چون به دام افتد تحمل بايدش" ....آخه تا به كي؟
ساقيا در گردش ساغر تعلل تا به چند؟
مام آدميم به خدا
انی رایت دهرا من هجرک القیامه
يه نگاه اينورم بنداز

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 2:49 | سه شنبه بیستم دی 1390 •

رویا


در رویاهایت غرق می شوم

مثل جزیره ای بی درخت

بی سبزه

بی باران

....

در رویاهایت غرق می شوم

مثل بادبادکی که از دست کودکی ... یکی ...

یکی...

یکی چشمامو حیرون کرد

یکی خواب منو دزدید

همونی که توی چشمام

همه حرفامو می فهمید

...

یکی مثل همین روزا

یکی مثل تو

مثل ...

تو...

تویی که انگار هزاره هاست با منی

دریا دوباره طوفانی است

در رویاهایم غرق شو.



!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 14:53 | سه شنبه سوم آبان 1390 •

آسیب شناسی تئاتر دبنی در ایران

 

به پيروزي اندر نمايش كنيد               جهان آفرين را نيايش كنيد

 (فردوسي‌‌‌‍)


ادامه مطلب
!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 16:47 | شنبه هفتم خرداد 1390 •

به بهانه اردیبهشت تئاتر

 

متاسفانه ما زود بزرگ مي شويم


ادامه مطلب
!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 9:55 | چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390 •

کمدی استشمامات

کمدی استشمامات

نویسنده امید طاهری

کارگردان میثم عبدی

جشنواره تئاتر فجر

جمعه ۲۹ بهمن ۸۹

ساعت ۱۶ و ۱۸

تالار بوستان (خیابان حجاب در شرقی پارک لاله سالن اجرای نمایش کودک داخل پارک...."عجب آدرس سر راستی !!!... به نگهبان پارک بگید راهنماییتون می کنه")

البته اجرای ما کودک نیست

منتظریم

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 18:46 | یکشنبه دهم بهمن 1389 •

فقط محض ...

* فقط محض خنده

 

اونایی که دکتر میثم و میشناسن میتونن گفتگوی من با خبرگزاری برنا رو اینجا بخونن

 

* فقط محض اطلاع

 

کمدی استشمامات امسال تو جشنواره فجر اجرا میشه ... کار جدیدمونه

 

* فقط محض شرمندگی

 

مطلب جدید ندارم اما ... بازم عکس جدید دارم

 

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 5:26 | یکشنبه دوازدهم دی 1389 •

بادا مدام از تو پر و خال شوم


تقديم به "آجو"

با عشق و احترام


شكوه بيكرانِ من ، ستاره ي شبانه ام

همين بهانه از تو بس كه مملو از ترانه ام


شبيه من نباش ، من ... شبيه سايه ي توام

مشبهٌ به مني ... شبيهِ بي نشانه ام


سكوت مي كني و من مدام شِكوه مي كنم

خروش كن ... بهم بزن ... نجابت زنانه ام


دليل اشكهاي من ، نگاهِ عاشق تو بود

ببين كه گريه مي كنم ، ببين پر از بهانه ام


در اين غبار لعنتي كه خانه بي تو گم شده

بيا و مادري بكن مرا ببر به خانه ام


چقدر خوب مي شود اگر ، شبي كنار ساحلي

من از تو پُر شوم ، تو هَم ... تكيه كني به شانه ام


!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 3:56 | پنجشنبه هشتم مهر 1389 •

پتی بور(اردیبهشت)

 

تمام ِآرزو هايم تورا از دور می بوسم

اگر نزدیک هم باشی تو را ناجور می بوسم

من از تلخی ِتنهايي زبانم زهر مي پاشد

تو شيرينی، گسی، اما تو را من شور می بوسم

من از نسل ِخماران و تو هم انگور ِشاهانی

تو را اي مستی ِنابِ می ِانگور می بوسم

برايت سيبِ سبز و حافظ و خيام آوردم

تو هم يك استكان چايی و ... ماهی و ... پتی بور ... می بوسم

 

 

 

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 20:36 | پنجشنبه بیستم خرداد 1389 •

جاي خالي


 

"جاي همه خالي..."

.

توضیح:اگر عکس بالا را نمیبینید نگران نباشید یه چیزیه تو مایه های همون عکس بالا سمت راست که کله ام توش معلومه. اگرم اونو نمیبینید پس خدا روزیتونو جای دیگه بده اون کامپیوتر نیست که دارید لگنه. 

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 5:39 | پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389 •

تولد

 

نگاه عاشقی در چشمان معشوقی چرخید

 

و من متولد شدم

 

هفت اردیبهشت هزار و سیصدو پنجاه و هشت

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 1:37 | سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389 •

احساس می کنم که دیگه احساس نمی کنم

       

         بر اساس نظریه های "آرتو" در تئاتر . هر انسان چهار (۴) احساس اصلی داره که بقه احاساتش از تلفیق این ۴ احساس بوجود میاد. درست مثل تلفیق سه رنگ اصلی تو نقاشی.

۱. خشم

۲. غم

۳. شادی

۴.ترس

مثلا من فکر می کنم احساسی به نام "عشق" از تلفیق غم و شادی بوجود میاد.و مدام این غم و شادی درصدشون تغییر می کنه و....

یا "نفرت" از غم و خشم بدست میاد و....

فکر کنم وقتی بچه ها بدنیا میان تمام این ۴ احساسو صد در صد و کامل دارن . وقتی گریه میکنن کامل و خالص گریه میکنن وقتی می خندن با تمام وجود میخندن.....  اما بعدها سانسور های اجتماعی و خانوادگی این احساساتو تغییر میدن.(بچه چرا اینقدر میخندی؟.... چرا میترسی ترس نداره؟.....چرا اینقدر تو خودتی؟..... دفعه آخرت باشه عصبانی میشی ها......)

و میگن بازیگری بازیگر خوبه که دوباره مثل یه بچه تمام این احساساتو کامل در خودش زنده کنه.

نمیدونم چرا اینو اینجا نوشتم....

شاید چون چند وقته که احساس می کنم همه این ۴ تا احساسم ته کشیده. دیگه نمی تونم احساسی فرعی رو بوجود بیارم درست مثل دستگاه پرینتی که جعبه رنگش تموم شده باشه.

 

 

در واقع

         " احساس می کنم که دیگه احساس نمی کنم" 

 


مثلا من واقعا حسودیم می شه به اینهمه احساس که تو این شعره

شاعر : سعید توکلی 

 

کاش از راه ناگهان برسی  ناگهان شهر را تکان بدهی

بین این مردمی که منتظرند من وامانده را نشان بدهی !

تو قلمکاری خداوندی ، سوژه ی ناب هر هنرمندی

مطمئن باش بی همانندی ،سالها هم که امتحان بدهی!

من به لبخندی از تو خرسندم ،من به لبخندی از تو دلشادم

به کسی بر نمی خورد بانو  لحظه ای روی خوش نشان بدهی!

حاضرم بی هراس جان بدهم، عاشقت باشم و زیان بدهم

پیش چشمت خودی نشان بدهم، تو اگر اندکی زمان بدهی  !

هر چه هستی برای من خوبی ،بی نظیری ،کمال مطلوبی

از سر لطف و دوستی بد نیست  فرصتی هم به دیگران بدهی !

هیچکس آنچنان که می باید  سر پناه دل یتیمم نیست

تو مگر مادرانه سر برسی  گوشه ی چادرت امان بدهی !

مثل گنجشک های بی مادر کلمات گرسنه ام چندی ست

روزه دارند تا تو برگردی  به غزل ها تو آب و نان بدهی ! 

 

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 3:34 | جمعه بیستم فروردین 1389 •

سلام

 

حالم بهتره

دكه دوباره باز شد.

 

 

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 0:24 | سه شنبه سوم فروردین 1389 •

تا اطلاع ثانوی

 

 

فعلا و بنا به دلایل شخصی این دکه

 

تعطیل است.

 

 

.

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 3:2 | شنبه هفدهم بهمن 1388 •

هفده دی یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت

من با تو هستم

بیخود این پنجره های رو به شب را باز نکن

بُگذار نفسهایمان در همین اتاق حبس شوند

تو رَد دستهای مرا دنبال کنی و...

                                       

                               من ناز چَشمهای تو را

فردا که آفتاب طلوع کند

ما یکدیگر را یافته ایم

حالا فقط نفس بکش

نفس بکش

نفس

نفس

...

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 12:11 | شنبه بیست و ششم دی 1388 •

چیلیک چیلیک

 این یک نوشته قدیمی است در تاریخ ۲۳/۲/۱۳۷۹ اما عجیب که حالا پیدا شد.

 

چیلیک چیلیک

گرفت

یک قابِ دو نفره ی سیاه و سفید

اما  تنها تو بودی در عکس

و خاکسترِ عاشقِ یک مرد

مردی که در تاریکخانه

زیرِ اسیدِ ظهور و ثبوتِ عکس...

                                          ... دوام نیاورد.

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 2:39 | سه شنبه پانزدهم دی 1388 •

چشماته

دو چشمم پيش چشماته       دلم درويش چشماته

زبونت ميزنه زخمى                علاجش نيش چشماته

همين دوزخ كه مى بينى        واسه آتيش چشماته

نترسون شاهو از سرباز          كه اونم كيش چش... ماته

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 2:45 | یکشنبه دوازدهم مهر 1388 •

حالم خوش نيست... (با پوزش از شاملو)

 

آی عشق

          

            آی عشق

                    

                        چهره كثيفت پيدا نبود

 

 

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 5:32 | یکشنبه هشتم شهریور 1388 •

...لازم نیست

دو بیت ناپخته از یک غزل ناتمام

 

برای خاتمه من قرار لازم نیست 

بیا برو تو از این در‌...فرار لازم نیست

و من اجاق پر از خشم اضطراب توام

فقط جرقه بزن انفجار لازم نیست

ادامه دارد...


تجدید پست

این ‌نوشته در تاریخ ۴/۶/۸۸ به این پست اضافه شد اما بی ربط به غزل ناتمام نیست:

 

آوازها دروغ می گفتند

ما نه عاشق بودیم نه یگانه

ما فقط به یکدیگر عادت کرده بودیم

                                            عادت...

*

آوازها دروغ می گویند.

 

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 7:29 | پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 •

سکوت

                                 

سـکـوت                     

                               

ســکــوت                   

                               

ســـکـــوت                    

                               

و                             

                                 

دیگر                           

                               

هیچ                            

                               

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 1:56 | چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 •

تو چه فکر میکنی؟

تو چه فکر می کنی؟

 

من که فکر می کنم یک روز

در هجوم سیاهی شک

تمام رابطه هامان گم شد.

 

تو چه فکر می کنی؟

 

من که فکر می کنم خوابیدیم و نفهمیدیم

که تمام سالهای عزیزمان

چه بیهوده و چه بی رمق گذشت.

 

تو چه فکر می کنی؟

 

من که فکر می کنم دروغ گفتیم و دروغ گفتیم

و دوباره دروغ گفتیم

و به راستی دروغ گفتیم.

 

تو چه فکر می کنی؟

 

من که فکر می کنم شادیهای کوچکمان را

کابوسهای کودکیمان بلعیدند

و ما سراسر غم شدیم.

 

تو چه فکر می کنی؟

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 3:17 | شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 •

در ...کم...کن

لطفا قبل از خوانش با پا ضرب بگیرید اینطوری:

۱

۲

۱

۲

**********

در

در

در

در

کم

کم

کم

کم

کم.. کم.. درکم... کن

درکم

درکم

تر...کم...کن

کم کن

کم کن

ترکم................... کن.         

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 2:19 | چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388 •

تولد

نگاه عاشقی در چشمان معشوقی چرخید

 

و من متولد شدم

 

هفت اردیبهشت هزار و سیصدو پنجاه و هشت.

 

 

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 1:26 | دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 •

دعوتنامه

دوستان محترم و گرامی

با سلام و احترام

بدینوسیله از شما دعوت می شود تا از نمایش (ما داریم زندگی می کنیم) در بیست و هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر دیدن کنید منتظر دیدار شما هستیم.

تاریخ اجرا : یکشنبه ۶/۱۱/۸۷

ساعت اجرا : ۱۵ و ۱۸

محل اجرا : تئاتر شهر . کارگاه نمایش

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 3:59 | دوشنبه سی ام دی 1387 •

دست

چون دید ز ما بدی ز ما دست برید

دندان کجم ناخنی از شست برید

دزدید دلم ‌‌‌. دعوی بی جا بردیم

قاضی نگهی کرد و ز ما دست برید

البته از اختیارات شاعری استفاده کردیم و در تنگی قافیه دو دست را قرار دادیم هر چند این دست با اون دست توفیر داره.

 

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 9:17 | چهارشنبه بیستم شهریور 1387 •

خدا حافظ

خدا حافظ ای تنهای زیبای من

خدا حافظ

بی تو مهتاب شبهایم حتی

تیره

تیره

تیره می شود

ودیگر

ستاره ای به دستبوسی آمان نخواهد رفت

 به جای تو

تا کجا تو با منی؟ 

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 2:45 | یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 •

رباعیه؟

یه چیزی که نه شعره نه وره یه چی هست دیگه

چن وقته دیگه هدیه یادم رفته

چون دوست دارم همیشه یادم رفته

این شعری که گفتم "غزله" "رباعی" نیستش

اما چه کنم بقیه یادم رفته

(قافیه نداره)

البته اینجوری هم میشه گفتش ولی اون بی قافیه یه چی دیگه اس

چن وقته دیگه هدیه یادم رفته

حرف و سخن یومیه یادم رفته

این شعری که گفتم "غزله" "رباعی" نیستش

اما چه کنم قافیه یادم رفته

حوصله داریم ها 

قافیه اندیشم و دلدار من

گویدم مندیش. ای بیکار من

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 3:33 | شنبه دوازدهم مرداد 1387 •

اما یک دوبیتی

تقدیم به اسماعیل باستانی برای از گذر تا کوچه

حیف است حال ما کاریش نمیشه کرد

سردرد مال ما کاریش نمیشه کرد

می ریزد از دو چشم هر روز هر زمان

اشک زلال ما ؛ کاریش نمیشه کرد

 

!! ياد آوري خاطره ازمیثم عبدی | 12:27 | پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 •

RSS